فتوبلاگ خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی   

Tuesday, May 29, 2007

کله خر به معنای واقعی کلمه

Labels: ,

Monday, May 28, 2007

گاو زبان دراز

Labels: ,

تاکسی ویژه گاوها

Labels: ,

Saturday, May 26, 2007

عاقبت غیبت کردن

Labels: ,

Friday, May 25, 2007

مانور خطرناک با موتورسیکلت

Labels:

Sunday, May 20, 2007

دانشکده فنی دو، نر کده


اگر گفتید اینجا کجاست؟ بله قسمتی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد است! حالا کجا؟ انباری دانشگاه؟ شوفاژ خانه! یا یک کاروانسرا وسط یک بیابان!
نه، هیچ کدام که گفتید نیست؛ اینجا دانشکده فنی دو (معروف به نر کده) است. مکانی دور افتاده در دل بیابان های خشک و سوزان دانشگاه نجف آباد، ولی حالا با ساخته شدن سلف سرویس مرکزی در روبروی آن، کمی بیشتر به آن می رسند و بیشتر قابل توجه است، در این حد که الان لااقل همه دانشجویان دانشگاه می دانند دانشکده فنی دو کجاست!، چرا که قبلا کسی از آن طرف رد نمی شد ولی الان همه برای رفتن به سلف باید از دانشکده فنی دو بگذرند.

Labels: , ,

اجداد من


در خانه مادر بزرگ، آلبوم عکس های خانوادگی و قدیمی را می دیدم ناگهان به چند عکس خیلی قدیمی برخورد کردم، واقعا اجداد من هم بسیار شیک و با کلاس بوده اند؟ این طور نیست؟

Labels: ,

کلاغ من


شاید و به احتمال خیلی خیلی زیاد این عکس صفحه اول دنیای مجازی من خواهد شد!

Labels: ,

کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان


این عکس که دیگر توضیح ندارد، تابلو است که در جلوی کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان گرفته شده است، این عکس نیز بر می گردد به دوران دبیرستان، وقتی که با سیّد حامد کلاس را دودره کردیم و برای گرفتن عکس به آنجا رفتیم. کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان، تفریبا 100 متر آن طرف تر دبیرستان شهدای ادب و دقیقا روبروی دبیرستان دخترانه بهشت آیین است...یادش بخیر روزهای اولی بود که تازه تاسیس شده بود...چقدر با پیمان و حامد با آسانسور هایش بالا و پایین رفتیم و بازی کردیم...باز هم یادش بخیر!

Labels: , ,

دوران دبیرستان


این عکس را دیگر باید بشناسید... اگر اهل اصفهان باشید، صد درصد می شناسید و می فهمید محل این عکس کجاست، اگر اهل اصفهان هم نباشد؛ اگر یک با به اصفهان سفر کرده باشید این مجسمه را در بلوار هشت بهشت روبروی آموزش و پرورش کل اصفهان دیده اید.
در این عکس من و دو تا از دوستای خیلی صمیمی دوران تحصیل در دبیرستان شهدای ادب را می بینید یعنی من و علی و غلام؛ خیلی وقت است که غلام را ندیده ام...دلم برایش تنگ شده است!

Labels: , ,

دوران پیش دانشگاهی


این عکس یکی از یادگاری های دوران پیش دانشگاهی ام است، تقریبا اسم همه بچه ها یادم هست ولی بیشتر از همه عکس سمت راست (علی شرفی معروف به علی دنبه)و عکس سمت چپ (سامان صحرا نشین)در ذهنم هست. خب اسم دبیر هم که دیگر معلوم است...مگر می شود یادم برود... جناب آقای سُرور، کسی که ادعای خدای زیست شناسی می کرد ولی از همه این حرف ها که بگذریم دبیر خوبی بود!

Labels: , , ,

Wednesday, May 09, 2007

عشق اتومبیل سواری


این عکس حدود 20 سال پیش یا شاید بیشتر گرفته شده است، این برادرم است که در آن زمان حدود 10 سال داشته است، یک پیکان مدل 57 است که در آن زمان از آن پدرم بوده است و در همان روزها شخصی اتومبیل را قرض می گیرد و به علت تصادف آن شخص، پدرم مجبور به تعویض اتاق اتومبیل می شود و بعد از مدتی این اتومبیل از آن برادرم بود و اینک نیز بعد از سال ها این اتومبیل به دست من رسیده است...هر چند هنوز در رانندگی ناشی هستم ولی این چند روز بد جور عشق اتومبیل آن هم پیکان مدل 57 من را گرفته است! هر چند این اتومبیل وضع خوبی ندارد و باز هم شریکی از آن استفاده می کنیم، ولی همین هم؛ خدا را شکر!

Labels: , ,